عاشقانه های من و تو
حال من دست خودم نیست دیگه آروم نمی گیرم دلم ار کسی گرفته که میخوام براش بمیرم باز سرنوشت و انتهای آشنایی باز لحظه های غم انگیز جدایی باز لحظه های ناگزیر ه دل بریدن بازم اول راه و حس تلخه نرسیدن همین احساس شیرینه که می دونم تو رو دارم که می دونم منم هرگز تور رو تنها نمی ذارم! من این دلبستگی ها رو به یک دنیا نمی فروشم همین بسه که می دونم؛ همیشه در تو می جوشم از اینجا تا تو نزدیکه گره خوردی به افکارم یه روز حتی بدون تو.. تو با من بودی از آغاز قصه از اونجایی که تو دنیا نبودم حساب با تو بودن نیست اما، میخوام ثابت کنم تنها نبودم! میخوام باور کنم این زندگی رو میخوام تو قلب فردای تو جا شم.. یه لحظه فکر این روزای من باش میخوام یک عمر تو فکر تو باشم فقط یک لحظه از فردا جدا شو دوباره تو خیالت بچگی کن حقیقت داره خوشبختی هنوزم یه لحظه با حقیقت زندگی کن...

نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم مهر 1388ساعت
15:7 توسط احمد| |
