عاشقانه های من و تو
ریزش برگ. خزان. تنهایی سایه ی تیغ به روی رگ هر آواره. دست ها سوی خدا عشق ها نافرجام. گوش کن پروانه ! سوزش بال و پرش پی یک شعله ی شمعی که کند مجنونش گوش کن هدهد من ! پر پرواز ندارد کفتر چه کسی کبک را آموخت ؟ که اگر اگر بال نباشد قدمی در راه است گوش کن ابرها می گریند ! گل مریم. ترس از چیده شدن دست من در حسرت یک چیدن گل یاد من باشد اگر آرزویم خشکید اشکهایم باعث رویش آن نیست. تو بهترین بهونهی بودنم هستی تو قشنگترین بهونهی زندگیم هستی تو میتونی یه دوستِ خوب باشی و بهونهای برای آرامشم تو میتونی یه معشوقه باشی و زیباترین بهونه برای عاشق شدنم تو میتونی مثل پدری مسؤولیتپذیر و حامی؛ بهترین تكیهگاه تنهاییام باشی تو میتونی مثل مادری مهربون مطمئنترین بهونهِ لحظهی دلواپسیهام باشی بهونهی قشنگی برام باش كه به اُمید بودن تو؛ زندگیم معنا پیدا كنه عزیزم، همنفسم، یادت باشه كه تو بهونهی قشنگِ زندگیم هستی کاشکی بودی و می ديدی که دلم داره ميميره کاشکی بودی و می ديدی که بهونت و ميگيره می دونی عطر نفس هات چی به روز من آورده؟ می دونی دوری دستات اشکمو باز درآورده؟ جای انگشت های نازت چی بزارم توی دستم؟ می دونم ! ياس و بنفشه که بگم عاشقت هستم کاشکی بودی و می ديدی که دلم داره ميميره کاشکی بودی و می ديدی که بهونت و ميگيره می دونی عطر نفس هات چی به روز من آورده؟ می دونی دوری دستات اشکمو باز درآورده؟ جای انگشت های نازت چی بزارم توی دستم؟ می دونم ! ياس و بنفشه که بگم عاشقت هستم کاشکی بودی و سرت رو باز می ذاشتی روی شونم باز می ذاشتی و می گفتم تويی اون همه بهونم به خدا فرض محال که يه دم بی تو بمونم تو شدی همه وجودم تويی رنگ آسمونم عمريه در طلب تو سوختم و مثل کويرم




گوش کن فاصله ها !
نوشته شده در یکشنبه سی و یکم خرداد 1388ساعت
11:12 توسط احمد| |
نوشته شده در شنبه نهم خرداد 1388ساعت
15:5 توسط احمد| |
