عاشقانه های من و تو
ماه من غصه نخور زندگی جزر و مَد داره دنیا مون یه عالمه آدم خوب و بد داره ماه من غصه نخور همه که دشمن نمیشن همه که پُرِ تَرَک مثل من و تو نمیشن ماه من غصه نخور مثل ماها فراوونه خیلی کم پیدا میشه کسی رو حرفش بمونه ماه من غصه نخور گریه پناه آدماست ماه من غصه نخور زندگی بی غم نمیشه اونی که غصه نداشته باشه آدم نمیشه ماه من غصه نخور خیلی ها تنهان مثل تو خیلی ها بازخمای زندگی آشنان مثل تو ماه من غصه نخورزندگی خوب داره وزشت خدا روچه دیدی شاید فردامون باشه بهشت ماه من غصه نخور دنیا روبسپار به خدا هر دو مون دعا کنیم توهم جدا منم جدا بهانۀ نوشتن وبلاگ سادۀ عاشقونمی برای نوشتنم تو بهترین بهونۀ عاشقونمی تو مثل یه روز قشنگ آفتابی اومدی به آسمون قلبم بتابی اومدی از سرزمین آرزو نقره ایی تر از شبهای مهتابی لحظه ها همیشه خواستن که تو رو از من بگیرن چه غریب و نا شناسه جادۀ به تورسیدن همیشه یه چیزی بوده شوق تواز دلم ربوده اما یک نفس غم تو از دلم جدا نبوده چقدر ما فاصله داریم چرا اینو نفهمیدم ...! کاش اون روزا می مردم و اینو یه جور میفهمیدم دیگه برام نمی مونی تو چشات اینو می خونم چقدر دلم گرفته باز نمی دونم چی بنویسم ...! ازتن تو که میگذرم حرفهاتو باور میکنم تو دست بارونی عشق خستگیمودر میکنم میون این فاصله ها بودن تو یه نعمته حتی اگه یه شب باشه سفر با تو غنیمته همه سفر یه حادثه است برای تو برای من یه فرصته بدون شب واسه دوباره ما شدن آخر این جاده کجاست ...؟ عبور یا رسیدنه ....؟ حتی دروغ ولی بگو که این شبها مال ِ منه
تر وتازه موندن گل مالِ اشک شبنماست




نوشته شده در پنجشنبه هفدهم مرداد 1387ساعت
14:25 توسط احمد| |
نوشته شده در چهارشنبه دوم مرداد 1387ساعت
22:11 توسط احمد| |
