عاشقانه های من و تو
گـُلم ؛ خوبم تمام ِ هر چی دارم بذار سر روی شونه هات بذارم تمام ِخواستۀ من از تو اینه خودت میدونی خسته ام نا ندارم نمیدونم چه جوربگم می خوامت سکوتم نه شکایته نه صبره یه لحظه با تو رو به دنیا نمیدم با تو تا آخر رویا رسیدم همۀ دنیا پی خودم می گشتم خودی تر از تو عاشق تر ندیدم تو آغوش منی انگار نمی رم چقدر آرزومه اینجا بمیرم بده دستاتُ مرحم باش برای دل ساکتِ سرد سر بزیرم مثل مرجان دریائی عزیزی مثل یک عشق رویائی زلالی به معصومیت یه شاخۀ گل مثل یک مرغ عشقی بی گناهی تموم سهم من از تو همین بود شبهای ِ بی تو سرد ِ و تب آلود رسیدی دیدمت اما نموندی گمت کردم چقدر آسون ...! چقدر زود...! یه عمره با منه این زخم تازه نترسونم نگو قصه اش درازه ...! نمیترسم ... نمیذارم ... نمیشه نمیتونی نباشی بی اجازه ...! چقدر سخته چقدر دیره کجایی !؟ ببین دنیام چه دلگیره کجایی !؟ حقیقت داره تو دوری ولی خُب خیالم با تو در گیره کجایی !؟





نوشته شده در جمعه بیست و یکم تیر 1387ساعت
22:25 توسط احمد| |
نوشته شده در یکشنبه دوم تیر 1387ساعت
22:43 توسط احمد| |
