عاشقانه های من و تو
امشب میخوام مست بشم عاشق یک دست بشم بدون تو نیست بودم امشب میخوام هست بشم یه جون ناقابلی هست بذار فدای تو بشه بیفته زیر قد مات که خاک پای تو بشه کهنه شراب کهنه شراب امشب بال و پرم بده حرف نگفته خیلی یه جرأت بیشترم بده امشب میخوام حرف بزنم خنده کنم گریه کنم لطفی کن ای ساقی و می چندین برابرم بده امشب پر و بال دارم شور دارم حال دارم امشب تو این سینه دلی خوشا بر احوال دارم عشق فرمان داده که به تو فکر کنم روز و شب زیر لبم اسم تو را ذکر کنم دوستم داشته باش دوستم داشته باش من به آن می ارزم که به من تکیه کنی گل اطمینان را تو به من هدیه کنی من به آن می ارزم که در این قربان گاه تو به دادم برسی تو نجاتم بدهی از غم بی همنفسی تو به آن می ارزی که گریه بارانم را به تو تقدیم کنم دوستم داشته باش دوستم داشته باش من به آن می ارزم که من تکیه کنی گل اطمینان را تو به من هدیه کنی تو به آن می ارزی که اسیر تو شوم تو به آن می ارزی که گریه بارانم را به تو تقدیم کنم

وبه یمن نَفَسَت آنقدر زندهِ بمانم تا که پیر تو شوم 

نوشته شده در شنبه سوم فروردین 1387ساعت
16:4 توسط احمد| |
