عاشقانه های من و تو
نذار باور کنم تنهای تنهام نمی خوام با کسی غیراز تو باشم میخوام از خواب که لحظه اش یه ساله برای دیدن روی تو پا شم اگه تو باشی ودنیا نباشه میشه باتو همه دنیا رو حس کرد همه دنیا بیان و تو نباشی دلم دق میکنه از این همه درد تموم زندگیمو زیر و رو کن که بی تو دلخوشی هامم گناهه خودت باش و من و دیوانگی هام فقط با تودل من رو به راهه بذار باور کنم اینو که باعشق حقیقت میشه تو افسانه باشه میشه افسانه ها رو زندگی کرد اگه حق با منه دیوانه باشه اگه دستم به جدایی برسه اونو از خاطره ها خط میزنم از دل تنگ تمومه آدما از شب و روز خدا خط میزنم اگه دستم برسه به آسمون با ستاره ها قیامت میکنم نمیذارم کسی عاشق نباشه ماهو بین همه قسمت میکنم وقتی گاهی من و دل تنها میشیم حرفهای نگفتنی رو میشه دید میشه تو سکوت بین ما دوتا خیلی از ندیدنی ها روها رو شنید دوری من و تو از لحظه ی عشق قصه ی سادگی گمشدمون

نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم آبان 1386ساعت
21:23 توسط احمد| |
