عاشقانه های من و تو
سلام به همه دوستان خوبم بلاخره آبان ماه هم اومد و تولد اون عزیز هم داره میرسه ،اگرچه یه چند روزی مونده به تولد اون عزیز ولی گفتم مثل بعضی ها بد قول نشم وبتونم به موقع اماده کنم بیست و پنجم آبان سالروز تولد یه فرشته تو آسمون عاشقی مبارک، به همه عزیزانی هم که به مهمونی تولدمون اومدن خیر مقدم میگم: لبخند زدی وآسمان آبی شد شبهای قشنگ آبان مهتابی شد پروانه پس از تولد زیبایت تاآخر عمر غرق بی تابی ای از عشق پاک من همیشه مست من تو را آسان نیاوردم به دست بارها این کودک احساس من زیر بارانهای اشک من نشست الهی صد ساله بشی عزیزم ، دلم میخواست این روزا هدیه تولدت بدستت برسه اما خودت مقصر بودی انگارسال ها طول کشید تا آن روز که دسته ای بوسه از لبانت چیدم و در گلدانی سپیده رنگ در قلبم گذاشتم .اما به انتظارش می ارزیدچون عاشقت بودم ببخش عزیزجونم دلم جونی کرده با تو اگه یه لحظه نامهربونی کرده چه سرنوشت خوبی وقتی خود خدا هم واسه دل کوچیکت پا در میونی کرده عروس خوب قصه قشنگ آرزوهام وقتی که خیلی تنهام قهر نکن با چشمهام قهر نکن عشق من قهر تو آتیشمه من نمیخوام بسوزم وقتی دلت پیشمه برای داشتن تو چه راه دوری رفتم دلم میخواد بدونی راهو چه جوری رفتم توی اون چشم نجيب و ناز تو یه ستاره داره بيــــــــدادميکنه ميگه اون قلب پـــــراز وفای تو ميگه اون اشکهای چاره سازتو همه دارندمنـــــــو فرياد ميزنند به خـــدا فـــدای عشق پاک تو نم نم بارون این دل داغون چشمهای گریون می خونه تنها و خسته لبهای بسته گوشه نشسته می خونه می خونه برات می مونه تا همیشه عاشقونه بارونه که به یاد تو تو کوچه ها میباره بارونه که به یادتو از چشام میباره .....!







تولدت مبارک ای گریهُ بهاری
تویی که جز من دیگه هیچ کسی رو نداری
تولدت مبارک ای حس تلخ غربت
تویی که همدست شدی با گریه های غربت
تولدت مبارک تنهایی موندگار
وقتی که دلواپسی منو بخاطر بیار




![]()





نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم آبان 1385ساعت
8:33 توسط احمد| |
نوشته شده در شنبه سیزدهم آبان 1385ساعت
7:48 توسط احمد| |
نوشته شده در پنجشنبه چهارم آبان 1385ساعت
16:49 توسط احمد| |
