عاشقانه های من و تو
من هنوز از اثر عطر نفس های تو سرشار سرورم گیسوان تو در اندیشهء من ،گرم رقصی موزون کاشکی پنجهءمن، درشب گیسو ی پر پیچ تو راهی می جست چشم من ،چشمهء زایندهء اشک، گونه ام بستر رود... کاشکی همچو حبابی برآب ، در نگاه تو تهی میشدم از بود و نبود.... زیر نم نم بارون قدم زنون تو خیابون بی خیاله هر چی غصه میرفتیم هر دوتامون رسم این دوره و زمونه شده غم و غصه بهونه خط ونشون واست کشیدم تو بدون عشق که میمونه زندگیم مال تو قلب تو مال من بگو که با من میمونی ....؟ از عشق حرفی بزن ....! بدون که این قلب خسته همیشه یاد تو میمونه دوباره این لبهای بسته داره از عشق تو میخونه نگو تو هم بی وفائی با دل من آشنا شو نوبت عشق و مرامه پس بیا و همصدا شو خانه خراب تو شدم به سوی من روانه شو سجده به عشقت میزنم منجی جاودانه شو ای کوه پر غرور من سنگ صبور تو منم ای لحظه ساز زندگیم عاشق با تو بودنم روشن ترین ستاره ام میخواهمت میخواهمت تو ماندگاری در دلم میدانمت میدانمت ای همهء وجود من نبود تو نبود من تو شدی مهمون من مهمون قلبم از صدات زمزمه ی عشقو شناختم توبه من قشنگترین لحظه رو دادی من واست قشنگترین قصه رو گفتم (( نازنین از تو چه پنهون آتیش افتاده بجونم تا میتونی مثل آتیش بسوزونم بسوزونم)) عاشقیت همیشه بامن عشق من همیشه با تو گریه هام میگذرن از من زندگیم پرمیشه باتو اومدی تو روزگارم دیگران رفتنو رفتن من اگه واست عزیزم اینو پنهون نکن ازمن وقتی دستاتو گرفتم لحظه ی چشماتو دیدم به من این مژده رو دادی که رسیدم به رسیدن (( نازنین از تو چه پنهون آتیش افتاده به جونم تا میتونی بسوزونم بسوزونم)) تو میدونی که ستاره توی شب چه جایی داره ...؟ تو شبای این دل من قصمون دنباله داره ..... هر دلی یه یاری داره نازنین نگاری داره اما اسم تو روبردن واسه من یه یادگاره باز دوباره دلمو بردی ستاره عاشقم کردی دوباره توی عالمی که یاد تو رو داره رنگ خوشبختی داره از اون میباره تو نامهربونی کردی دل عاشقم شکست قصه گو خسته شدو کتاب قصمون رو بست اولش گلایه کرد آخمهاشو وانمی کرد هر چی گفتم بمونه به من اعتنا نکرد آخه بعد رفتنش کسی منو صدا نکرد حتی این نوشته ها درد منو دوا نکرد رفتی و به غیر تو کسی منو صدا نکرد حتی این وبلاگ نویسی ها درد منو دوا نکرد هنوزم منتظرم بعد یه عمر جدایی هنوزم دوست دارم با همه بی وفایی هنوزم کج دلم یه جایی خونه داری میدونی چشم به راحتم آخه بگو کجایی ...؟ آخه بگو کجایی...؟ چه جور دلت اومد بری گریه که سهم من نبود قصه که از سر نمیشه با یکی بود یکی نبود چه جوری باورم بشه رفتن تو تنگ غروب چه جوری آخه سر رسیدفرصت اون روزای خوب به خدا باورم نشد وقتی که نشناختی منو تو چنگ دیو گریه ها واسه چی انداختی منو از شب پرپر زدنم چطور تونستی بگذری من که غریبه نبودم ...! چه جور دلت اومد بری گفتی به من تو هم برو یه غصه ی تازه بگو گفتی به من راهی بشو تو جاده های پیش رو آخه بگو منو به کی سپردی وقت بی کسی چرانخواستی بمونی به داد اشکام برسی با یکی بود یکی نبود قصه که از سر نمیشه هیچ کس آخه به غیر تو دردامو از برنمیشه سرتو بذار رو شونه هام خوابت بگیره بذار تا آروم دل بی تابت بگیره بهم نگو از ما گذشته دیگه دیره حتی من از شنیدنش گریم میگیره بذار رو سینم سرتو چشمهای خیس و تره تو بذارتا خوب نگات کنم بو بکشم پیرهنه تو بغل کن وبچسب بهم بکش دوباره دست بهم جز تو کسی رو ندارم نزدیک تر از نفس بهم Hamishe doost daram your eyes.. chon oona hastand very nice..... hame vaght toro i see...azizam har lahze look at me.... toro khoda hamishe love me... khahesh mikonam hichvaght dont forget me.... age be man nagi my baby... age nayay near me... zendegim mishe mesle hell... doset daram i love you forever..... At last, Dont Forget Me .. قصه ی من و غم تو غصه ی گل و تگرگه ترس بی تو زنده موندن ترس لحظه های مرگه ای برای با تو بودت باید از بودن گذشتن سربه بیداری گرفته ذهن خواب آلوده ی من همیشه میون قاب خالی درهای بسته طرح اندام قشنگت پاک و رویائی نشته کاش میشد چشام ببینه طرح اندام تو داره زنده میشه جون میگره پاتوی اتاق میذاره کاش میشد صدای پاهات بپیچ تو گوش دالون طرف دالون بگرده سرآفتاب گردونامون کاش میشد همیشه باغچه پرگلهای تو باشه غنچه ی سفید مریم با نوازش تو واشه کاش میشد اما نمیشه این مرام روزگاره رفتنت همیشگی بود دیگه برگشتن نداره چشمهای منتظر به پیچ جاده دلهره های دل پاک وساده پنجره ی باز وغروب و پائیز نم نمه بارون تو خیابون خیس یاد تو هر تنگ غروب توقلب من کوبه سهم من از با تو بودن طعم تلخه غروبه غروب همیشه واسه من نشونی از تو بوده برام یه یادگاریه جز اون چیزی نمونده










![]()








نوشته شده در دوشنبه سی ام مرداد 1385ساعت
13:34 توسط احمد| |
نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم مرداد 1385ساعت
15:54 توسط احمد| |
نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم مرداد 1385ساعت
15:30 توسط احمد| |
نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم مرداد 1385ساعت
11:52 توسط احمد| |
نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم مرداد 1385ساعت
11:31 توسط احمد| |
نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم مرداد 1385ساعت
10:49 توسط احمد| |
نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم مرداد 1385ساعت
10:55 توسط احمد| |
نوشته شده در چهارشنبه چهارم مرداد 1385ساعت
14:45 توسط احمد| |
نوشته شده در چهارشنبه چهارم مرداد 1385ساعت
14:17 توسط احمد| |
نوشته شده در چهارشنبه چهارم مرداد 1385ساعت
13:38 توسط احمد| |
نوشته شده در سه شنبه سوم مرداد 1385ساعت
12:48 توسط احمد| |

