هوای امشبم با فکرت خرابه
بدون تو خورشید محاله بتابه
تو فانوس شبهای بیداریم باش
نجاتم بده
واسه گریه کردن به پای تو دیره
یه جوری شکستم که گریه ات بگیره
همین امشب از حال من با خبر باش
نجاتم بده

حس میکنم تورو تو هر شب خودم
آرامشت منو دیونه میکنه
بازم به من بگو دیر عاشقت شدم
کشتی غرورم و دیونگی کنم
بازم منو بکش تا زندگی کنم

دارم حست میکنم توی بیداری و خواب
دل واسه تو می زنه با یک دنیا تب و تاب
این چه احساسیه که بی تو آروم ندارم
حتی وقتی با منی باز تورو کم میارم
یواش گفتم دوست دارم ، واسه اینه که نشنیدی
بلد نیستم که بد باشم ، نگو اینو نفهمیدی
بزار باشم کنار تو ، کنار عطر این احساس
بزار حبس ابد باشم ، تو عشقی که برام رویاست
بزار با گریه اینبارم ، بگم خیلی دوست دارم
اگه بازم پشیمونی ، به روت اصلا نمیارم
دلم میگیره هر روزی که میبینم تو دلگیری
دارم میمیرم از وقتی سراغم رو نمیگیری
نگاهم رو از تو دزدیدم ، با این چشمای غمبارم
نمیخواستم بدونی که چقدر چشماتو دوست دارم
ولی با گریه اینبارم میگم خیلی دوست دارم
اگه بازم پشیمونی ، به روت اصلا نمیارم
چندتا عکس یادگاری با یه بغضو چندتا نامه
چندتا آهنگ قدیمی که همه دلخوشیامه
آینه ای که رو به رومه غرق تو بُهت یه تصویر
بارونای پشت شیشه
من و تنهایی و تقدیرلحظه ای که حسی از تو به دلم اضافه می شه
باورم نمی شه اما این تویی که داره می ره
خیره می مونم به چشمات حتی گریه ام نمی گیره
چشای مونده به راهو شب تنهایی و ماهو
یه دل بی سرپناهو من و خونه
ساعت های غرق خوابو این منه بی تو خرابو
یادت هرگز نمی مونه نمی مونه نمی مونه
دست من نیست نفسماز عطر تو کلافه می شه لحظه ای که حسی از تو
به دلم اضافه می شه باور نمی شه اما این تویی که داره می ره
خیره می مونم به چشمات حتی گریه ام نمی گیره

تمام سال من بی تو پر از سوز زمستونه
صدای خنده رو هیچکس نمی شنوه از این خونه
تو رفتی و نگاه من یه دریا درد و غم داره
یکی انگار توی سینه ام گل یائس داره میکاره
بی تو قلب جهنم هم مثل خونه واسم سرده
با اون حالی که تو رفتی محال بازی برگرده
دارم یخ میزنم بی تو تا فرصت هست آخه برگرد
تو این سرمای تنهایی نمی شه حفظ ظاهر کرد
جای خالی تو داره همه دنیــا مو میگیره
بی تو آسون ترین کارا واسم سخت و نفس گیره
بی تو هم صحبت شب هام همین چهار دونه دیواره
بی تو این سقف هم سقف نیست ازش دلتنگی میباره

کاش غصه تموم میشد کاش گریه نمیکردم
من باعث و بانی شم دنبال کی میگردم ؟
تقصیر خودم بوده هرچی که سرم اومد
از هرچی که ترسیدم عیناْ به سرم اومد
تا حس منو دیدی احساس خطر کردی
تا رازمو فهمیدی دنیا رو خبر کردی ..
این حادثه تلخو از چشم تو میدیدم
تو روی تو دنیا بود من پشت تو جنگیدم
تو روی تو دنیا بود من پشت تو جنگیدم
بـیمار شـدم تب جنونم بالاست
گــرما و حـــرارت درونم بالاست
می سوزم و دکترم جوابم کرده
از قـند لبت فشار خونم بالاست
عادلانه نیست!
سهم من از بودن تو حتی یک دل سیر دیدنت هم نشد!
چقدر خوبه که تو هستی چقدر خوبه تو رو دارم
چقدر خوبه که از چشمات میتونم شعر بردارم
تو که دلواپسم میشی همه دلواپسیم میره
شاید این واسه تو زوده یا شاید واسه من دیره
واست زوده بفهمی من چرا آواره ی دردم
واسم دیره از این خلوت به شهرعشق برگردم
واسم دیره پشیمون شم چه خوبه با تو شب گردی
واست زوده بفهمی که چه کاری با خودت کردی
نه اینکه بی تو ممکن نیست نه اینکه بی تو میمیرم
به قدری مسری حالت که دارم عشق میگیرم
همه دلشورم از اینه که عشق اندازه ی حاله
تو جوری عاشقی کن که نفهمم عشق کوتاهه
برام هیچ حسی شبیه تو نیست ! کنار تو درگیر آرامشم
همین از تمام جهان کافیه .. همین که کنارت نفس میکشم
برام هیچ حسی شبیه تو نیست تو پایان هر جستجوی منی
تماشای تو عین آرامشه .. تو زیباترین آرزوی منی
منو از این عذاب رها نمیکنی کنارمی به من نگاه نمیکنی
تمام قلب تو به من نمیرسه همینکه فکرمی برای من بسه
از این عادت با تو بودن هنوز ببین لحظه لحظم کنارت خوشه
همین عادت با تو بودن یه روز اگه بی تو باشم منو میکشه
یه وقتایی انقدر حالم بده که میپرسم از هر کسی حالتو
یه روزایی حس میکنم پشت من همه شهر میگرده دنبال تو

خیلی ممنون انقد آسون منو داغون کردی
واسه احساسی که داشتم دلمو خون کردی
تو که هیچ حسی به این قصه نداشتی واسه چی
منو به محبت دو روزه مهمون کردی ؟
همه عالم می دونستن که بری میمیرم
اما رفتی و همه عالمو حیرون کردی
خیلی ممنون واسه هرچی که آوردی به سرم
خیلی ممنون ولی من هیچ وقت ازت نمی گذرم !!
من حواسم به تو بود و تو دلت سر به هوا
با همین سر به هواییت منو ویرون کردی
من که با نگاه شیرین تو فرهاد شدم
مگه این کافی نبود که منو مجنون کردی؟
خیلی ممنون واسه هرچی که آوردی به سرم
خیلی ممنون ولی من هیچ وقت ازت نمی گذرم
برو اگه میخوای بری ،
دلت نسوزه واسه من !!
اینجوری که کلافه ای
بد تره خب ، دل رو بکن !!
بکن دل و از این همه خاطره های روی آب
فک کن ندیدی ما همو حتی یه بارم توی خواب
برو یه قطره هم گریه نداره چشم من !!
اشکاشو پشت پای تو ، میخواد بریزه دل بکن ..
من که نمی میرم ،اگه بخوای تو از اینجا بری
چون میدونستم که تو از اول راه مســـافری !!

شاید نفهمیدی که من بی اونکه تو چیزی بگی
سپردمت دست خــدا ، که بی خدافظی نری
غصه ی راهمو نخور ، شاید همینجا بمونم
شاید به مقصد رسیدم خودم فقط نمیدونم
راحت برو یه قطره هم گریه نداره چشم من
اشکاشو پشت پای تو ، میخواد بریزه دل بکن
شاید نفهمیدی که من بی اونکه تو چیزی بگی
سپردمت دست خــدا ، که بی خدافظی نری
غصه ی راهمو نخور ، شاید همینجا بمونم
شاید به مقصد رسیدم خودم فقط نمیدونم !!
داری بی همسفر میری مسیر اشتباهاتو
غباره بی کسی پوشوند تمام رد پاهاتو
بیا برگردیم اون روزا که همدیگه رو داریم
کی گفته آخر خطیم؟ کی گفته آخر کاریم؟
تو دستاتو تکون میدی همین جا آخر راهه
داریم از هم جدا میشیم
میترسیدم از امروزی که تو قلب کسی جاشی
دارم فرداتو میبینم محاله با کسی باشی
داری از اول جاده ، دو راهی رو نشون می دی
از این لحظه جدا میشیم ،
تو دستاتو تکون میدی
که از تنهایی بُق کرده
من و نقطه ی پایان ، که دنیامو قُرُق کرده
تو دستاتو تکون میدی ، همینجا آخر راهه
داریم از هم جدامیشیم ،
داریم میریم تو بیراهه
میترسیدم از امروزی که تو قلب کسی جا شی
دارم فرداتو می بینم ، محاله با کسی باشی
سلام عزیزم
امروز روز خوبیه اگرچه کنارم نیستی ولی همین که یه بهونه دارم واسه اینکه بازم بهت بگم
دوست دارم خیلی خوشحالم
روز زن روز قشنگیه روزیه که پاکترین احساس آدم از قلبش بیرون می ریزه و توی وجود
عشقش خلاصه میشه
فقط دوست دارم بهت بگم : دوستت دارم
چشات آرامشی داره که تو چشمهای هیچ کی نیس
میدونم تو قلبت به جز من جای هیچ کی نیس
چشات آرامشی داره که دورم میکنه از غم
یه احساسی بهم میگه دارم عاشق میشم کم کم
تو با چشمای آرومت بهم خوشبختی بخشیدی
خودت خوبی و خوبی رو داری یاد منم میدی
تو با لبخند شیرینت بهم عشقو نشون دادی
تو رویای تو بودم که واسه من دست تکون دادی
از بس تو خوبی میخوام باشی تو کل رویاهام
تا جون بگیرم با تو باشی امید فردا هام
از بس تو خوبی میخوام باشی تو کل رویاهام
تا جون بگیرم با تو باشی امید فردا هام
چشات آرامشی داره که پا بند نگات میشم
ببین تو بازی چشمات دوباره کیش و مات میشم
بمون و زندگیم رو باز با نگاهت آسمونی کن
بمون و عاشق من باش بمون و مهربونی کن
تو با چشمای آرومت بهم خوشبختی بخشیدی
خودت خوبی و خوبی رو داری یاد منم میدی
تو با لبخند شیرینت بهم عشقو نشون دادی
تو رویای تو بودم که واسه من دست تکون دادی
از بس تو خوبی میخوام باشی تو کل رویاهام
یه وقتایی دلم میخواد فریاد بزنم و بگم بخدا تو دنیای تنهایی هام هیچ کس نیست اما میبینم یه نفر قبلاْ فریادش رو نوشته ولی کو گوش شنوا :
دلم گرفته ، خیلی هم تنگه برات ، کاش میفهمیدی عزیزم که دوست دارم
بی ادعا :
مدت زیادی از زمان ازدواجشان می گذشت و طبق معمول , زندگی فراز و نشیب های خاص خود را داشت . یک روز زن که از ساعات زیاد کاری شوهر عصبانی بود و همه چیز را از هم پاشیده می دید زبان به شکایت گشود و باعث ناامیدی شوهرش شد . مرد پس از یک هفته سکوت همسرش , با کاغذ و قلمی در دست به طرف او رفت و پیشنهاد کرد هر آنچه را که باعث آزارشان می شود بنویسند و در مورد آن ها بحث و تبادل نظر کنند .
زن که گله های بسیاری داشت بدون این که سر خود را بلند کند , شروع کرد به نوشتن . مرد نیز پس از نگاهی عمیق و طولانی به همسرش , نوشتن آغاز کرد . یک ربع بعد با نگاهی به یکدیگر کاغذها را رد وبدل کردند .
مرد به زن عصبانی و کاغذ لبریز از شکایت خیره ماند , اما زن با دیدن کاغذ شوهر, خجالت زده شد و به سرعت کاغذ خود را پاره کرد . شوهرش در هر دو صفحه این جمله را تکرار کرده بود :
« دوستت دارم عزیزم »


دلم می خواد بیام پیشت
بذارم سر روی دوشت
بگم می میرم از عشقت
برم گم شم تو آغوشت
من و تو زیر بارون بود
به جون هم قسم خوردیم
تو چشم هم نگاه کردیم
نگاه کردیم از عشق مردیم

رو آیه های بارونی نوشتم
بسته به تو جونم و سرنوشتم
تو مظهر تحملی تو ماهی
عشق منی برام تو تکیه گاهی

شمایل جمال تو
قلبمو روشن میکنه
نمی دونی که عشق تو
چه کاری با من میکنه
بت منی شکستمت , وقتی خدای من شدی
ببین به یک نگاه تو , تمام من خراب شد
چه کردی با سراب من , که قطره قطره آب شد
به ماه بوسه میزنم , به کوه تکیه میکنم
به من نگاه کن ببین , به عشق تو چه میکنم
منو به دست من بکش , به نام من گناه کن
اگر من اشتباهتم , همیشه اشتباه کن
نگو به من گناه تو , به پای من حساب نیست
که از تو آرزوی من , به جز همین عذاب نیست
هنوز میپرستمت , هنوز ماه من تویی

هنوز مومنم به دین , تنها گناه من تویی
به ماه بوسه میزنم , به کوه تکیه میکنم
به من نگاه کن ببین , به عشق تو چه میکنم
این شعر رو خیلی دوست دارم تا حالا چند بار توی پستهای مختلف نوشتم ولی هر وقت بهت فکر میکنم و
این شعر به ذهنم میاد درگیرت میشم دلم میخواد داد بزنم که : چه بی رحمانه زیبایی
شب از مهتاب سر میره تمام ماه , تو آبه شبیه عکس یک رویاست
تو خوابیدی , جهان خوابه زمین دور تو می گرده
زمان دست تو افتاده تماشا کن , سکوت تو
عجب عمقی به شب داده
تو خواب انگار طرحی از گل و مهتاب و لبخندی
شب از جایی شروع میشه که تو چشمات و می بندی
تمام خونه پر میشه از این تصویر رویایی تماشا کن , تماشا کن
چه بیرحمانه زیبایی
منو حالا نوازش كن
كه اين فرصت نره از دست
شايد اين آخرين باره
كه اين احساسه زيبا هست
منو حالا نوازش كن
همين حالا كه تب كردم
اگه لمسم كنی شايد
به دنيای تو برگردم
هنوزم ميشه عاشق بود
تو باشی كار سختی نيست
بدون مزر با من باش
اگرچه ديگه وقتی نيست
نبينم اين دم رفتن
تو چشمات غصه ميشينه
همه اشكاتو ميبوسم
ميدونم قسمتم اينه

گل نازم تو با من مهربون باش٬ واسه چشمام پل رنگین کمون باش
اسیر باد و بارونم شب و روز٬گل این باغ بی نام و نشون باش
پناه این دل بی آشیون باش٬ دلم تنگ دلم تنگ٬ تو با من مهربون باش
گل ناز آسمونم بی ستاره ست٬ مثل ابر ها دل من پاره پاره ست
دو باره عطر تو پیچیده در باغ٬ نفس امشب برام عمر دوباره ست
گل نازم بگو بارون بباره٬ که چشمات و به یاد من میاره
تماشای تو زیر عطر بارون٬

چه با من مبکنه امشب دوباره
شب و تنهایی و ماه و ستاره
پناه این دل بی آشیون باش
دلم تنگه دلم تنگه٬ تو با من مهربون با ش...
اگه فاصلـــه افتاده
اگه من با خودم سردم
تو کاری با دلم کردی
که فکــرشم نمی کردم

چه آسون دل بریدی
از دلــی که پای تو گیــره
که از این بدترم باشی
واسه تو نفسـش میره
نمی ترسم اگه گاهــی دعــامون بــی اثــر می شه
همیـشـه لحظۀ آخـــر خـــدا نزدیکتر می شه
تو رو دستِ خودش دادم
که از حـالم خبــر داره
که حتی از تو چشماشـو یه لحظه برنمی داره
تو امـید مـنی امـا
داری از دسـت مـن مـیری
با دسـتهای خودت داری
هـمه هسـتیمو میگیری
دعـا کردم تو روبـازم
با چـشمی که نـخوابـیده
مگه مـیذاره دلتـنگی
مـگه گـریه امـون مـیده
مریـضـم کـرده تنـهایی
ببـین حـالم پریـشونه
من اونقدر اشـک مـیریزم
کـه برگردی به این خـونه
حسـابش رفته از دسـتم
شبـایی رو کـه بـیدارم
شـاید از گـریه خوابـم بـرد
درهـا رو باز مـیذارم
واسه این که از تو دورم ، به تو مدیونم
واسه کشتن غرورم ، به تو مدیونم
تو که حرمتو شکستی ، پای عهدت ننشستی
گرچه بازم تو نیازم ، لحظه هامو بد می بازم ، به تو مدیونم
واسه ی چشای خیسم ،این که از غم می نویسم ، این که بی جونم و
سردم ، این که بی روحم و زردم ،پی آرامشی که بردی و من پی اش می
گردم ، به تو مدیونم ، غرورمو شکستی عین شیشه
که کشتی دلمو واسه همیشه ، منو دادی به بی بها بهانه ،واسه بغض
عمیق این نوشته ، شکستی حرمت شب و من و ماه ،کم آوردی و رفتی
اول راه ،به تو مدیونم عزیزم واسه این حال مریضم ،
اگه مثل برج سنگی جلوی چشات می ریزم ،
غرورمو شکستی عین شیشه ،که کشتی دلمو واسه همیشه ،
واسه این که تو خجالت محبتات نمونم، جونمم می دم و می بینی پای
حرفمم می مونم ،

نمی ترسم اگه دوریت
شده اجبار وتقدیرم
نمی ترسم اگه بی تو
دارم از غصه می میرم
داره عادت میشه کم کم
صداتُ دیگه نشنیدن
حضورتُ کم آوردم
تو رو از گریه پرسیدم
نمی ترسم که تو نیستی
میدونم یاد من هستی
میدونم جز منه عاشق
نمیدی با کسی دستی
.jpg&usg=AFQjCNEgcCVqyu9SujS8wk7fOUfACCI5mg)
تمامه ترسم از این بود
که آسون بگذری از من
چه گرم و مهربون رفتی
خدا بغض منو بشکن
خدا بغض منو بشکن
میخوام از غصه خالی شم
میخوام مثل همه دنیا
اسیر بی خیالی شم
دوباره خوابتو دیدم
من لعنتی دوباره
من هنوز عاشقم ای وای
با یه قلبه تیکه پاره
چقده خواب میبینی مرد دیگه بسه
بیا از عاشقی بر گرد دیگه بسه
اون تو رو فراموشت کرد دیگه بسه

رفیقا می گن فراموشت کنم بگذرم از تو خاموشت کنم
رفیقا می گن فراموشت کنم هر کدوم یه جور دل می سوزونن
دل می سوزونن اما نمی دونن دل می سوزونن اما اینا نمی دونن
نمی تونم
آخه پیچیده تو جونم عشق تو
برده آمونم
نمی تونم نمی تونم
نمی دونم تو چی کار کردی با من مهربون نامهربونم که هنوزم هم نمی تونم
***
تو را پیدات می کنم دورت می گردم حتی یک لحظه فراموشت نکردم
میدونم یه وقتهایی دلت برام
تنگ میشه
تو خیابونو نگاه میکنی از
پشت شیشه
اونکه از پشت درختها میگذره
شاید منم
که دارم تنهایی با
یاد تو پرسه میزنم
همیشه فرصت نداری بگی دوست دارم
درخت همیشه پرستو رو دوست داشت.
از زمانی که پرستو بر روی شاخه اش مینشست,
دوستش داشت.
هر روز صبح بخود میگفت "امروز همون روزیه که
بهش میگم دوستش دارم"
اما صبح وقتی خورشید مهربون گرمی عشقش رو به
همه میداد,
درخت هرچی سعی میکردبه پرستو بگه دوستش داره چیزی
جلوشو میگرفت .شاید خجالت میکشید.
خودش هم نمیدونست اون چیه.
فردا گذشت و فرداهای دیگه... باز هم گذشت.
"فردا حتما بهش میگم"
ولی باز هم فردایی دیگر...
یک روز از سرما به خود لرزید.......
بغض گلوشو گرفت , انگار یخ زده بود ,
نه از سرما. پرستو رفته بود
آغوشتو به غیر من به روی هیچکی وا نکن
منو از این دلخوشی و آرامشم جدا نکن
من برای با تو بودن پر عشق و خواهشم
واسه بودن کنارت تو بگو به هر کجا پر میکشم
منو تو آغوشت بگیر آغوش تو مقدسه
بوسیدنت برای من تولد یک نفسه
چشمای مهربون تو منو به آتیش میکشه
نوازش دستای تو عادته ترکم نمیشه
فقط تو آغوش خودم دغدغه هاتو جا بذار
به پای عشق من بمون هیچکسو جای من نیار
مهر لباتو رو تن و روی لب کسی نزن
فقط به من بوسه بزن به روح و جسم و تن من

حال من دست خودم نیست دیگه آروم نمی گیرم
دلم ار کسی گرفته که میخوام براش بمیرم
باز سرنوشت و انتهای آشنایی باز لحظه های غم انگیز جدایی
باز لحظه های ناگزیر ه دل بریدن بازم اول راه و حس تلخه نرسیدن
همین احساس شیرینه
که می دونم تو رو دارم
که می دونم منم هرگز
تور رو تنها نمی ذارم!
من این دلبستگی ها رو
به یک دنیا نمی فروشم
همین بسه که می دونم؛
همیشه در تو می جوشم
از اینجا تا تو نزدیکه
گره خوردی به افکارم
یه روز حتی بدون تو..
تو با من بودی از آغاز قصه
از اونجایی که تو دنیا نبودم
حساب با تو بودن نیست اما،
میخوام ثابت کنم تنها نبودم!
میخوام باور کنم این زندگی رو
میخوام تو قلب فردای تو جا شم..
یه لحظه فکر این روزای من باش
میخوام یک عمر تو فکر تو باشم
فقط یک لحظه از فردا جدا شو
دوباره تو خیالت بچگی کن
حقیقت داره خوشبختی هنوزم
یه لحظه با حقیقت زندگی کن...
نمی دونم چرا یاد تو افتادم
:::::نمی دونم چرا یاد تو افتادم ::::: :::::مثل اون لحظه ها که پیش هم بودیم ::::: ::::: مثل وقتی که عشقی بود و حرمت داشت ::::: ::::: برای هم عزیز و محترم بودیم ::::: ::::: هواتو دارم و فکرت نمیذاره ::::: ::::: روزای زندگیمُ سر کنم بی غم ::::: ::::: دلم خیلی گرفته گیج و داغونم ::::: ::::: دارم از دست میرم ابری و نم نم ::::: ::::: دارم از دست میرم بی تو بی محرم ::::: ::::: میشینم خیره میشم نقطه ها کورن ::::: ::::: پا میشم راه میرم راها نفس گیرن ::::: ::::: تو رو حس میکنم این نا خداگاهه ::::: ::::: واسه من خاطرات تو نمی میرن ::::: ::::: نمیتونم فراموشت کنم سخته ::::: ::::: عذابه یاد تو زجر آوره هر بار ::::: ::::: هنوز خیلی دوست دارم ولی دیگه قرار نیست ::::: ::::: چیزی از نو باز بشه تکرار ::::: ::::: قرار نیست چیزی از نو باز بشه تکرار ::::: نمی دونم چرا یاد تو افتادم !!!!!!!!! باید تورو پیدا کنم شاید هنوزم دیر نیست تو ساده دل کندی ولی تقدیر بی تقصیر نیست
با این که بی تاب منی بازم منو خط میزنی
باید تورو پیدا کنم تو با خودت هم دشمنی
کی با یه جمله مثل من میتونه ارومت کنه
اون لحظه های اخر از رفتن پشیمونت کنه
دلگیرم از این شهر سرد این کوچه های بی عبور
وقتی به من فکر میکنی حس میکنم از راه دور
اخر یه شب این گریه ها سوی چشامو میبره
عطرت داره از پیرهنی که جا گذاشتی میپره
باید تورو پیدا کنم هر روز تنها تر نشی
راضی به با من بودنت حتی از این کمتر نشی
پیدات کنم حتی اگه پروازمو پرپر کنی
محکم بگیرم دستتو احساسمو باور کنی
پیدات کنم حتی اگه پروازمو پرپر کنی
محکم بگیرم دستتو احساسمو باور کنی
باید تورو پیدا کنم شاید هنوزم دیر نیست
تو ساده دل کندی ولی تقدیر بی تقصیر نیست
باید تورو پیدا کنم هر روز تنها تر نشی
راضی به با من بودنت حتی از این کمتر نشی
خواب ديدم از تو دور شدم
وای که عجب خوابه بدی
گفتم بيا با هم بريم
گفتی که راهو بلدی
هرچی صدات کردم نرو
اما به جایی نرسيد
يکی يه جا فرياد ميزد
ديوونه از قفس پريد
صبح که رسيد بيدار شدم
ديدم يه نامه روی در
نوشته بودی که سلام
مدتي رو ميرم سفر
بغضی نشست توی گلوم
خوابم يا اين حقيقته
بازم صدات کردم ولی
دیدم سکوت جوابته
گفتم که شايد اين سفر
تموم ميشه همين روزا
دوباره باز ميبينمش
چه خوش خيال بودم خدا
ساعت و لحظه هام گذشت
چشمام به کوچه خيره بود
من منتظر بودم بياد
خيلي دلم تنگ شده بود
روزا مثل ديوونه ها
پرسه زنون تو کوجه ها
شبا يه گوشه از اتاق
گريه و آه و بی صدا
مثل همون خوابه سياه
رفت و منو تنها گذاشت
گفتن این قصهْ تلخ
ارزش خوندن و که داشت
زندگی به زیبایی همین مدادرنگیهاست!
میتونی از شادترین رنگها شروع كنی
نگاهِ مهربونتُ صورتی كن
با رنگِ سبز؛ اندیشهتُ زیبا كن
به خاطراتِ قشنگت؛ رنگِ نارنجی بزن
با رنگِ آبی؛ آسمونِ دلتُ رنگآمیزی كن
با رنگِ زرد؛ قلبِ مهربونتُ طلایی و درخشان كن
با رنگِ قرمز؛ حرارتِ بیشتری به مهر و دوستیمون بده
مهربونم! حالا دوست داری امروز و با كدوم رنگ شروع كنی؟

ریزش برگ. خزان. تنهایی
سایه ی تیغ به روی رگ هر آواره.
دست ها سوی خدا
عشق ها نافرجام.
گوش کن پروانه !
سوزش بال و پرش
پی یک شعله ی شمعی که کند مجنونش
گوش کن هدهد من !
پر پرواز ندارد کفتر
چه کسی کبک را آموخت ؟
که اگر اگر بال نباشد قدمی در راه است
گوش کن ابرها می گریند !
گل مریم. ترس از چیده شدن
دست من در حسرت یک چیدن گل
یاد من باشد اگر آرزویم خشکید
اشکهایم باعث رویش آن نیست.

تو بهترین بهونهی بودنم هستی
تو قشنگترین بهونهی زندگیم هستی
تو میتونی یه دوستِ خوب باشی و بهونهای برای آرامشم
تو میتونی یه معشوقه باشی و زیباترین بهونه برای عاشق شدنم
تو میتونی مثل پدری مسؤولیتپذیر و حامی؛ بهترین تكیهگاه تنهاییام باشی
تو میتونی مثل مادری مهربون مطمئنترین بهونهِ لحظهی دلواپسیهام باشی
بهونهی قشنگی برام باش كه به اُمید بودن تو؛ زندگیم معنا پیدا كنه
عزیزم، همنفسم، یادت باشه كه تو بهونهی قشنگِ زندگیم هستی